تبليغاتX
سمابانو
اندیشگونه هام

ربی جان!
می دونم خودت کمک می کنی پس دیگه من می رم استراحت کنم.


*  شنبه 30 تیر1386/ 21:26 / سمانه   

اون روزگارانی که قراره بیاد... یعنی دوست دارم بیاد... یعنی می خوام بیاد... یعنی باید بیاد... یعنی می ذاری ک بیاد... یعنی کاری می کنی که بیاد...
چیزه... ربی آیم وید یو ، گل که لقد نمی کنم!
...
آره میدونم حواست همیشه به منه ولی منم دیگه خیلی وقتا نمی فهمم.


*  شنبه 30 تیر1386/ 12:53 / سمانه   
از او، پر و خالی می شم.
نفس من بیدی یادم میاد - وخنده روی لبام -


*  شنبه 30 تیر1386/ 10:37 / سمانه   
به اندازه یک گالن بیست لیتری گریه ام میاد.
ولی اشک نمی ریزم،
تا چشم دنیا کور.
من می خندم،
غصه ناکم نمی شم.

*  جمعه 29 تیر1386/ 23:35 / سمانه   
یه جای خالی با هیچی پر نمیشه
اون جای خالی، خـــالی بودنش و هی به رخ می کشه - و گاها با هزار ماتم-
جای خالی، جای خالیه
و
تنها در حالتی پر میشه که فاعل گمشده اش برگرده و سر جای خودش بشینه.
و اون وقت بشه یه جای پر - شاید یه جای ناخالی بهتره -
جای خالی، تلخ تر از شربت های سرماخوردگی زمان کودکیه ... ییی.

*  جمعه 29 تیر1386/ 9:52 / سمانه   
یه جوریم نی می دونم

دلم گرفته؟!

یا مغزم ؟!!!

*  پنجشنبه 28 تیر1386/ 22:27 / سمانه   
وقتی با من حرف میزنی صداتو نشنوم.
فهمیدی؟

*  پنجشنبه 28 تیر1386/ 15:32 / سمانه   

فرست:
خودم بعضی وقتا دلش میخواد با یکی حرف بزنه ولی کسی نیست
بعد همین طور هی دلش تنگ میشه هی دلش باز میشه هی منبسط میشه هی منقبض هی غمناکه هی خوشحاله
 بعد به خودش میگه نکنه من خل شدم؟!!!


سکند:
يکي تو مغزم
با يه خطوطی از علم قورباغه اي اينونوشت و گفت بخون
God is now here
منم خیلی راحت می گم
God is now here n he loves me
پس حالم هنوزخيلي خوبه
تنکس گاد. تنکس ربی.
الحمدلله الحمدلله الحمدلله


ثرد:
بازم همون الحمدلله ولی خیلی خیلی بیشتر.


*  پنجشنبه 28 تیر1386/ 8:30 / سمانه   
نو ریسپانس تو همدم جانمان.

*  چهارشنبه 27 تیر1386/ 18:17 / سمانه   

فکر کنم احتیاج باشه که سرم رو محکم تکون بدم تا هر چی هست بریزه بیرون.
شاید اشتیاقه هم بین این شلوغیا پیدا شد.
...
با شاخهایی که این بی اشتیاقی برسرمان رویانیده چه کنیم؟

-----------------------------------------------------
اشتباه نشه من غصه ناک نیستم.

*  چهارشنبه 27 تیر1386/ 7:42 / سمانه   
به یک نرم افزار ریکاوری قوی برای برگرداندن فایلهای اشتیاق سیستم وجودیمان نیازمندیم.
خدا ل... کند کسی را که در این مکان اشتیاقات ما را پاک کرده.
هو دیلت ات؟
...
مدتی است توان ذوق مرگ شدن را نداریم. چه کنیم؟؟؟

*  سه شنبه 26 تیر1386/ 8:51 / سمانه   

_ وای پشت مانتوت پر از خاکه، وایسا تمیزش کنم.
_...
موتور سوار رهگذر: بده من پاکش کن___م.
_ نمی خواد eraser.



وقتی می یای وسط حرفم بدویی اقلا جوراباتو پات کن.



مامانی خیلی تخم مرغ رو زود می پزه، آشپزیش خوبه.



زیر فلاسک چایو روشن کن.



_ظرفا رو می شوری یا بشورونمت؟
_همون بشورونیم بهتره.



_ الو سلام . چطوری؟
_ سلام سلام. می خوام برم دستشویی.
_ موفق باشی!



زبـون گاو حالـیت نمـی شه یعـنی؟! حتما باید عین آدم باهات حـرف بـزنن؟!




_ در حال حاضر امکان برقراری ارتباط با مشترک مورد نظر امکان پذیر نمی باشد.لطفا بعدا...
_ اونو ولش کن خودت چطوری؟




ع سیاه قشنگ!!!

... نه بابا اون اسبه رو نمی گم که اون سوسک 4سانت و نیمی پشت سرتو می گم.




ببین عمو اگه قول بدی من برم تو کوچه بازی کنم منم اجازه میدم زود برگردم.




آب میوه رانی خلاصه شده = آبرانی




از این کانال تا اون کانال فرجه.

*  سه شنبه 26 تیر1386/ 7:47 / سمانه   
در ددری امروز
جوی آبی رویت شد بس شنگولانه.
بین سطح جوی و درب محفظه منبع آب فضایی خالی با آبهای شدیدا گولوگولویی موجود بود که نشاط فراوانی داشت.
اظهار تمایل نموده گفتیم: می شه من برم اون زیر؟
_ آره برو اگه جات میشه.
و ما عمدا فراموشیده بودیم که حجم جسم بانو فراتر از این جای نیکو بود. فقط دو سه برابر.
...
يه اشتیاقي داشتم
خوب نگهش نداشتم
شغاله اومد و بردش
دو پا نشست و خوردش
شغال باغ بالا
پات بشكنه
ايشالله!

*  دوشنبه 25 تیر1386/ 11:26 / سمانه   
تب ندارم.
جای خالی اشتیاقاتم یخ زده.

*  یکشنبه 24 تیر1386/ 23:7 / سمانه   

يه وقتايي مثل حالاي من که خيلي شديد گمشده داری
دلت ميخواد تمام سلولهاي بدنت دست از سرت وردارن
شروع کنن به رها شدن
دست از سر تو و خودشونو و همديگه وردارن
جدا شن برن
حل بشن تو کائنات
دلت ميخواد با کائنات یکی شی
اون وقت راحت گمشده تو پیدا می کنی
پیداش کردی
ولی حالا باید یه اتفاق عادی به اسم قیامت بیفته که دوباره سرهم شی بشی همون بانو.
پس صبر کن.

*  چهارشنبه 20 تیر1386/ 10:34 / سمانه   
از پریشب تا کنون 63 سال از عمرم گذشت
با آن 23 سال قبلی می شود99 سال
واگر قرار باشد صد ساله هم شوم فقط یک سال - کمتر-
برای در کنار تو بودن فرصت هست.
با این اوضاع - مثال : 99=23+63- بعید نیست پایان این یک سال آخر همین هفته باشد.
می آیی اشتیاقم دهی؟!؟

*  سه شنبه 19 تیر1386/ 7:49 / سمانه   
گم گشته ام،
کجا،
ندیده ای مرا؟
...

*  دوشنبه 18 تیر1386/ 10:40 / سمانه   

به یک نفر جهت اندازه گیری درجه حرارت مغزمان نیازمندیم.

*  یکشنبه 17 تیر1386/ 11:18 / سمانه   

_ وای عزیزم خیلی وقته منتظرم وایستادی، آره؟ ببخشید تو روخدا.
_اشکالی نداره گلم، داشتم چشم چرونی می کردم.

*  شنبه 16 تیر1386/ 9:35 / سمانه   
مامانی خوشگل و ناز و مهربون و یکمی شوخ وشیطون و خی____________لی خوبم روزت یه عالمه مبارک.
هر چند می دونم که احتمال اینکه بیای اینو ببینی کمه، من ولی...

------------------------------------------------------------
عقده : مدتی است مای لرد نایاب گشته و گاهی آفی. و بین ما من و تویی نیست. پس این روز را خویش تبریکی می نماییم؛
" تپل خانمی روزت مبارک."
و لبخند رضایت شعفمندی برلبانمان می نشانیم.
...
... خرسندنیم از کرده خویش.

*  پنجشنبه 14 تیر1386/ 7:56 / سمانه   
ربی میشه زیر شعله آفتاب و کم کنی؟ حالا توجهنم فرصت برای سوختن هست هااا.


------------------------------------------------------------

پ.ن : ربی میدونم که رحمتت مانع جهنم رفتن من و ماست و می دونم و... می دونم.
پ.ن پ.ن : ربی میدونم که میدونی که من چی می دونم چی نمی دونم.


*  چهارشنبه 13 تیر1386/ 14:20 / سمانه   
تاحالا دلت برای قرآن خوندن تنگ شده؟؟؟! که ندونی چته؟ و چرا چته؟
من الآن اون طوریم.

*  چهارشنبه 13 تیر1386/ 7:30 / سمانه   
پست: امروز اینقدر عصبانیم که اگه این ورا پیدات بشه همین بلاگو تو سرت خرد می کنم!!!
كامنت: خيلي پرمحتوا بود. به منهم سر بزن.


*  سه شنبه 12 تیر1386/ 21:14 / سمانه   


امروز مداد رنگی ها و پاستلهای نقاشیم و دیدم - نقاشیام یاد بخیر شدن - با خودم گفتم:
شايد بتونم خودمو همرنگ این زندگی رنگ آميزي كنم. ! ؟
ولی چه رنگی؟
...
نیازمندیها:
1- به یه قوطی رنگ جهت رنگ آمیزی خودمان نیازمندیم.
2- به یک نقاش حرفه ای تر از خودمان جهت رنگ آمیزی خودمان نیازمندیم.
3- به یک نفر آدم خوش سلیقه تر از خودمان جهت انتخاب رنگ جهت رنگ آمیزی خودمان نیازمندیم.
...




-------------------------------------------------------------
ولی امروز نه.
همین رنگ خودمو می پسندم.

*  پنجشنبه 7 تیر1386/ 8:59 / سمانه   
كمي آسمان برايم بياورهواي پرواز دارم.
اما چیزه... می دونی؟ بال ندارم که...!

-------------------------------------------------------------
زین پس میبی هر روز آپ نمایی______م.

*  چهارشنبه 6 تیر1386/ 9:19 / سمانه   
از امروز اجازه می یابید یه جاهایی از یادداشهای شخصی مو البته میبی با تاخیر تاریخ خلقت(ش) نوش جان فرمایید.

*  سه شنبه 5 تیر1386/ 14:44 / سمانه