تبليغاتX
سمابانو
اندیشگونه هام

so hard

--------------------------
مهربانی چون همیشه
وناپیدا چون روزهای گذشته
و انتظار خیلی سخته

*  پنجشنبه 29 شهریور1386/ 12:46 / سمانه   
i`m WATING

4u
خوب دلم تنگه ديگه

*  چهارشنبه 28 شهریور1386/ 17:58 / سمانه   
به یاد
دوست دارم
ی
که از بین لبای تو اومد بیرون
تو زمان حل شد
و هنوز عطرش هست.
حالم عالیه.

*
*
*
یاد این دلمو می لرزونه.

*  سه شنبه 27 شهریور1386/ 22:46 / سمانه   

آنگاه که غرور کسي را له مي کني، آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني، آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني، آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري، آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري، مي خواهم بدانم، دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني؟ بسوي کدام قبله نماز مي گزاري که ديگران نگزارده اند.

----------------------------------------------------------------------
پ.ن: غلط کردم.

*  دوشنبه 26 شهریور1386/ 22:37 / سمانه   
اول
بلاخره پیداش شد. خدارو شکر


دوم
پاسخ به یه نفر : بله خودم میخونم. دوستشون دارم. دلیلی نداره هر کی دید و خوند خوشش بیاد،هر چند بعضیا هم لطف دارند.
"یادمان باشد نوشته قبل از اینکه دنبال رضایت خواننده باشد فرصتی است برای لذت بردن نویسنده از نوشتن"
اینو یه جایی خونده بودم.

سوم
یوخده دلم برا بلاگ تنگ شده بود ولی عینی خیالم نبود.


چهارم
دونقطه دی. چرا دوم نوشته شد نی می دونم.

*  یکشنبه 25 شهریور1386/ 21:42 / سمانه   
دل من غمناک است.
دل من شادان است.
دل من سر گردان

*  چهارشنبه 21 شهریور1386/ 21:19 / سمانه   

اما
سپیده از اون تها پیداست.

*  دوشنبه 19 شهریور1386/ 19:11 / سمانه   
دلتنگی می ماند
تو
و
دوستت دارمی تا همیشه.


*  شنبه 17 شهریور1386/ 20:13 / سمانه   
...
از امشب یه صندوقچه
خوشگل
کوچولو
گوشه دلم
عشق بزرگتو توش جادادم.
*
امانت
*
با ارزش
*
تا همیشه

*  شنبه 17 شهریور1386/ 12:31 / سمانه   
نمی دونم
ولی باشه.


-----------------------------------
مخاطب خاص: الف(پ خوانده می شود)

*  جمعه 16 شهریور1386/ 17:26 / سمانه   
نگاهت را ندارم.
 زندگیم گم کرده بزرگی دارد.

*  پنجشنبه 15 شهریور1386/ 13:26 / سمانه   
دیریست در گوشه ذهنت غبار گرفته ام.
این را امروز قاصدک گفت.
باور نکردم.
بگو قاصدک ها این روزها دروغ می گویند.
بگو.

*  چهارشنبه 14 شهریور1386/ 20:41 / سمانه   
دلم برای دختران پدری که آن طرف شهر بیمار است
هم غمگین است.
اللهم اشف کل مریض
به داد دل منم برس


*  سه شنبه 13 شهریور1386/ 13:53 / سمانه   

الف .ه.

*  دوشنبه 12 شهریور1386/ 23:20 / سمانه   
به یک "الف" (پ خوانده می شود.) صادره از تهران نیازمندیم.
شرایط مطابق بند الف تا ی.
الف- همونی که می گفت منو می خواد.
ب- همونی که من می خوامش.
پ- همونی که من می خوامش.
ت-...
ی- همونی که من می خوامش.

*  دوشنبه 12 شهریور1386/ 14:16 / سمانه   
این قالب بلاگ چند روزه خراب شده دیگه درست باز نمی شه کسی پیشنهادی نداره؟


----------------------------------------------------------------------------------------------

نه ساعت بعد: قالب بازم کار میده. دونقطه دی.

*  یکشنبه 11 شهریور1386/ 13:39 / سمانه   
یاد تو در وجودم فریاد می کند.
سرم را برد.

*  یکشنبه 11 شهریور1386/ 13:37 / سمانه   
آرام و آهسته مرا می بوسی. - دلم تاب نمی آورد، می لرزد.-
می روی
و نمی پرسی
آیا به بودنت نیاز دارم؟
دستانم نیازمند به دنبال دستانت
و پاهایم مبهوت ایستاده اند.

*  پنجشنبه 8 شهریور1386/ 10:26 / سمانه   
همیشه چیزی بوده تا بین من وتو فاصله باشد.
همیشه.
و حالا خود تو.

*  چهارشنبه 7 شهریور1386/ 16:2 / سمانه   
بسکه در زدم خسته شدم
خوابم برد
نفهمیدم دیشب درو وا کرد یانه.

*  چهارشنبه 7 شهریور1386/ 11:37 / سمانه   
چشم به راه قدمهای شما،
تمام عصرهای جمعه،
دلم گرفت.

و امروز
جشن میلادی که در آن نمی بینمت آقا.


-------------------------------------------
از الآن تا فردا شبتون مبارک
به مناسبت نیمه شعبان

*  سه شنبه 6 شهریور1386/ 13:23 / سمانه   
قدیما غار غار کلاغ و اومدن یار
جدیدا(جدیدن) غار غار کلاغ و داغ انتظار

*  دوشنبه 5 شهریور1386/ 13:26 / سمانه   

ریاضی می خونم تا ریاضی درس بدم.


--------------------------------------------
* این تو به شخص نسبت داده نشده.


*  یکشنبه 4 شهریور1386/ 22:5 / سمانه   
شیرین
شور
ترش
تلخ
گس
ملس
بی مزه
همه جوره
زندگی

*  شنبه 3 شهریور1386/ 8:31 / سمانه   
این جا زنبوری نیست.
گاو هم نیست.
زنبور گاوی هم نیست.
من دلم وز وز زنبور،
بوی گاو روی چمن،
و جیغ دخترک وقت دیدن زنبور گاوی میخواهد.

*  جمعه 2 شهریور1386/ 16:31 / سمانه   
قاصدکها را اسیر کرده ام.
مثل مربا در شیشه.
برای زمستانها که کسی نیست برایم خبر خوش بیاورد.

*  جمعه 2 شهریور1386/ 0:41 / سمانه